عبد الرزاق اللاهيجي
258
گوهر مراد ( فارسى )
فصل پنجم از باب دوّم از مقاله دوّم در علم واجب الوجود بدان كه دليل ثبوت علم براى واجب الوجود بر چند وجه است : يكى : بودن علم صفت كمال و وجوب اتّصاف واجب الوجود به هر صفتى كه كمال موجود بما هو موجود باشد ، چنان كه در بيان قدرت گذشت . دوّم : اشتمال موجودات بر حكم و مصالح و منافع ، لا تعدّ و لا تحصى ، و بر وجهى كه جزم حاصل شود به وجوب اتّصاف صانع آنها به كمال علم . و حصول علم از ملاحظه اتقان و احكام مصنوع بر علم صانع ، نزديك به ضرورى است ؛ چه هر كه در مصنوعات ارباب صنايع و حرف از نوع انسان تأمّل نمايد ، « 1 » در هر كدام كه جهات مؤدّيه به مصالح و منافع بيشتر بيند ، جزم كند به آنكه صانع آن اعلم است از صانع مصنوعى ديگر كه آن جهات در او كمتر باشد . پس اگر نه اصل اشتمال بر وجوه منافع ، دليل علم بودى ، كثرت وجوه ، دليل كثرت علم نتوانستى بود . دليل سوّم : « 2 » حقيقت علم نيست مگر منكشف بودن شيء بر شيء و سبب انكشاف ، نيست مگر حضور شيء نزد شيء ، يعنى غايت نبودن شيء
--> ( 1 ) الف : و . ( 2 ) ب ، ديگر .